نویسندگان
آمار بازدید
کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
درباره ما

همدلی و هم افزایی ملی و علمی
ایجاد کننده وبلاگ : محمود خسروی

Google

در اقلیم شناسان ایران
در كل اینترنت
ابزار پرش به بالا


نویسنده: مهران فاطمی |
دوشنبه 16 آذر 1394 |

حسین سروقامت: این یادداشت ها در وهله اول برای استادان دانشگاهها نوشته شده اند. هرچند امید است مطالعه آنها برای اهل علم و خرد و یا همه کسانی که با فرهنگ این مرز و بوم سروکار دارند، نیز خالی از فایده نباشد.
 
فرض بر این است که عده ای استاد از دانشگاههای گوناگون با طرز تفکرهای مختلف در یک نشست هم اندیشی مجازی حاضر شده و به بحث و گفتگو می پردازند. 
 
حرف های عالمانه ای را مطرح نموده، به نکات بدیعی اشاره می کنند. 
 
آنان در حقیقت با سخنان خویش دفتر فرهنگ این سرزمین را ورق می زنند. به رشد و بالندگی خویش افزوده، طرحی نو در می اندازند...

و حاصل همه این بحث ها می شود نیوشیدن کلی حرف خوب و نوشیدن: «یک فنجان فرهنگ».



شعر ارزشمندی در ادبیات عرب وجود دارد که من همیشه از یادآوری آن لذت می برم:
 
مردمان، روغن صاف و زلالی را در جامی بلورین مشاهده می کنند... اما از عمق جان ادراک نمی کنند که [در این مسیر سخت و ناهموار] چه بر سر کنجد آمده است!
 
باور کنیم، استادانی عمر خویش را گذاشته اند تا ما به این گنجینه ها دست یابیم.
 
شماره پیشین را لابد دیده اید. امید است مطالعه این مطالب خالی از فایده نباشد.
 
چیزی نیست. اگر هست، برگ سبزی است، تحفه درویش!
 
سرتان سبز، دلتان گرم....توفیق الهی بدرقه راهتان
 
 
مؤسسه ای که پنج سال از رقبای خویش جلوتر است!
 
«چه خوب شد که همکار عزیزم درباره حقیقت‌جویی و نقش آن در استمرار پژوهش سخن گفتند.
 
اگر قرار باشد برای تحقیق و پژوهش بایسته‌هایی درنظر بگیریم، بی‌تردید یکی از مهم ترین آنها حقیقت‌جویی است. این امر چنان اهمیت دارد که در روایتی سلمان فارسی عرضه می دارد که پیامبر اکرم(ص) مرا به هفت چیز توصیه کرده، فرمودند در هر همه عمر و در شرایط گوناگون به هیچوجه از آنها دست برندارم. یکی از آنها بیان حقیقت است، هرچند سخت و تلخ و دشوار باشد!
 
این امر مهم هست، اما به اعتقاد من کافی نیست. آنچه شایسته تحقیق و پژوهش است و بایستی پژوهشگاهها و مؤسسات تحقیق و پژوهش روی آن سرمایه‌گذاری کنند، این است که اگر کسی را به عنوان محقق و پژوهشگر شناختند و از کار و تلاش او ـ و اینکه در امر تحقیق به قدر کفایت خبره و کارآمد است ـ اطمینان حاصل کردند، دست او را باز بگذارند تا در هر موضوعی با هر اندازه امکانات که نیاز دارد، به کار پژوهشی بپردازد.
 
اینکه این همه بر پژوهشگر خُبره تأکید می‌کنم ، به این جهت است که تحقیق به انحراف نرود و محقق ره خلاف نپوید، چنانچه مولوی بزرگ گفته است:
 
بی‌گهر را علم و فن آموختن دادن تیغ است دست راهزن
تیغ دادن در کف زنگی مست به که افتد علم، ناکس را به دست
علم و مال و منصب و جاه و قِران فتنه آرد در کف بدگوهران
چون قلم در دست غداری فتاد لاجرم منصور بر داری فتاد
 
بد نیست اکنون که بحث و گفتگو به چنین سمت و سویی رفته است، کمی به این موضوع بپردازیم.»
 
محدودیت و کار سفارشی، از آفات پژوهش است، مگر آنکه پیش از اقدام به دقت جوانب امر را سنجیده باشیم.
 
پژوهش سفارشی اغلب با عجله و شتاب همراه است و شتاب با روح تحقیق سازگار نیست.
 
شتاب آنچنانکه در برخی روایات ما آمده است اولاً باعث لغزش می‌شود، ثانیاً آدمی را از هدف بازمی‌دارد، ثالثاً ندامت و پشیمانی به بار می آورد، رابعاً قوّه درک و فهم دقیق و منطقی را از انسان می‌گیرد.
 
در حدیث معتبری وارد شده که علم و دانش احراز نمی‌شود مگر آنکه عالم و محقق ـ در راه دستیابی به آن ـ حوصله به خرج داده،  فرایند تحقیق مدتی به طول انجامد.
 
حتی ممکن است محقق در طول دوره حیات خویش آثار تحقیقات علمی خویش را نبیند. مهم آن است که اثری بیافرینیم و ردّ پایی از خود بجا بگذاریم، نه آنکه لزوماً و بالعیان اثر وجودی خویش را مشاهده کنیم!
 
اساتید و همکاران گرامی؛ برخی از شما سالها در خارج از کشور زندگی کرده‌اید و با اصول و راهکارهای تحقیقات علمی و پژوهشی در کشورهای پیشرفته دنیا آشنایید. 
 
برخی از شما نیز فرصت‌های مطالعاتی خویش را در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی معتبر جهان گذرانده‌اند.
 
می‌دانید، و این سخن بر شما پوشیده نیست که در امریکا مؤسساتی وجود دارند که پژوهشگرانی را با دقت و وسواس برمی‌گزینند و آنگاه تمامی امکانات لازم را در اختیار آنان قرار می‌دهند که درباره هر موضوعی که خود مصلحت می‌دانند، در هر زمانی که خود درنظر دارند، پژوهشی را انجام دهند . سپس حاصل پژوهش خویش را به آن مؤسسات واگذار کنند و حق‌الزحمه خویش را بگیرند. این حق‌الزحمه اغلب چنان مکفی است که زندگی یک پژوهشگر را بخوبی تأمین می‌کند.
 
بدین ترتیب هم موضوع تحقیق و پژوهش با نظر محقق انتخاب می‌شود، هم سایر شرایط تحقیق را او خود تعیین می‌کند. فشاری بر محقق تحمیل نمی‌شود و او تحت تأثیر عوامل متعدد، فعالیت پژوهشی خویش را ناقص و شتاب‌زده انجام نمی‌دهد.
 
دوستان عزیز؛ ممکن است در وهله اول اینگونه به نظر آید که در پیش گرفتن چنین روشی اغلب صرفه اقتصادی ندارد. درحالی که ابداً چنین نیست و واقعیت حاکی از امر دیگری است.
 
شرکت معتبری را می شناسم که از موفق‌ترین شرکت‌های دنیاست. بی تردید بسیاری از محصولات این شرکت را شما از نزدیک دیده ‌و مورد استفاده قرار داده اید. 
 
این کمپانی بزرگ اقتصادی و تجاری سالانه ۱۵% از بودجه خویش را صرف پژوهش و روزآمد کردن (update) خویش می‌کند. از این رو معروف است که این شرکت همواره پنج سال از سایر رقبای خویش جلوتر است. برخلاف ما که پژوهش در کشورمان اغلب اوقات چرخ پنجم ماشین است.
می‌دانید یعنی چه؟ یعنی اگر نباشد نیز اتفاق خاصی نخواهد افتاد... این امر برازنده ما نیست. شما اعتقاد دیگری دارید؟
 
پژوهش و آدم های خودی، بیخودی و نخودی
«دوستان مهربان؛ همکاران شایسته! یکی از عوامل مهم در فراز و فرود کار پژوهشی برخورد با محققان و پژوهشگران است. در کشور ما بویژه در سالهای اخیر اقدامات ارزشمندی در این خصوص انجام شده، اما چون سیاست‌گذاری ثابت و روند نهادینه شده‌ای وجود ندارد، مواجهه ای کاملاً متفاوت با این مقوله به چشم می‌خورد. یک روند سینوسی فوق‌العاده مشهود!
 
از تشویق و انگیزه‌بخشی به محقق و پژوهشگر گرفته تا گاهی ایجاد سرخوردگی وبی‌انگیزگی!
 
مهم آن است که وزارتخانه‌های مرتبط و مؤسسات علمی، پژوهشی برای پژوهش های برتر، طرح های  تازه و خلاق و تحقیقات مبتکرانه و نو ، تره خرد کرده و حسابی باز کنند! 
 
نه اینکه خدای ناکرده قصد سیاه‌نمایی داشته، بگوییم چنین کاری در شرایط حاضر صورت نمی‌گیرد، نه! بلکه لازم است این روال درست که جسته و گریخته در گوشه و کنار مملکت انجام می‌شود به یک نهضت علمی و پژوهشی عظیم مبدل شود و آثار خویش را در گوشه گوشه سرزمین بزرگ ما به جای گذارد.
 
چنانچه این عزم ملی برای پیشرفت نانوتکنولوژی صورت پذیرفت، دولت و نهادهای علمی جامعه دست دانشمندان جوان را گرفتند، جوایز نفیس و ارزشمندی درنظر گرفته شد، و بدین ترتیب ما شاهد تحول عظیمی در صنعت نانوتکنولوژی بودیم.
 
این حرکت و جهش علمی باید به صورت فراگیر در سایر علوم و فنون نیز بوجود آید. آنگاه می‌توانیم امید داشته باشیم که در سالهای آینده، کشور ما به یکی از قطب‌های بزرگ تولید و توسعه علمی مبدل شود.»
 
این حرف‌ها به زبان آسان است! گاهی میان آنچه بیان می‌کنیم و آنچه در عمل تحقق می‌یابد، فاصله از زمین تا آسمان است.
 
بسیاری از محققان ما، فعالیت‌های تحقیقاتی خود را از صفر شروع می‌کنند. همچون دو امدادی کارها را از هم تحویل نمی‌گیرند و دست به دست نمی‌دهند، درحالی که این امر در پژوهش قاعده تغییر ناپذیر بازی است.  تازه، از این گذشته بسیاری از مؤسسات پژوهشی، طرحهای پژوهشی را که بودجه مصوب دارند و نگاه سیستمی بر آنها حاکم است، به هر گروه یا شخصی نمی‌سپارند. 
 
مسئول پروژه، پژوهنده ارشد، پژوهنده ۱ ، پژوهنده ۲ و... در این پروژه‌ها عمدتاً انتخاب می‌شوند و اغلب قواعد خاصی بر انتخاب و گزینش آنان حاکم است. گاهی در همین قضایا رانت‌های ویژه‌ای شکل می‌گیرد. به تعبیر جالب یکی از محققان اینجاست که افراد به خودی، غیرخودی، بیخودی و نخودی تقسیم می‌شوند. بعضی آدمها به وفور به بازی گرفته می‌شوند و بعضی دیگر به حساب نمی‌آیند!
 
گاهی حتی پژوهشگر کارآمدی تصدی کار را بعهده می‌گیرد، اما دهها نفر می‌خواهند به او آویزان شوند و از کنار او استفاده‌های خویش را ببرند! این آدمها اغلب توانایی فکری ندارند، از عهده یک تجزیه و تحلیل ساده برنمی‌آیند، چه رسد به ایفای نقش در یک فرآیند پژوهشی!
 
چه بگوییم که اگر بخواهیم این موارد را شرح و بسط دهیم مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود.
 
اما کار به اینجا خاتمه نمی یابد. خدا نکند بخواهند زیرپای کسی پوست خربزه بیاندازند. گاهی چنان پیش می‌روند که او را از هستی ساقط می‌کنند.
 
من دوست روانشناسی دارم که اکنون از چهره‌های مطرح مشاوره و روانشناسی در کشور به شمار می‌ رود. او سالها در منچستر انگلستان تحصیل کرده و مدرک دکترای خویش را نیز از یکی از دانشگاههای معتبر انگلیس گرفته است.
 
روزی به من می‌گفت ما در منچستر روشهای آموزشی جالبی داشتیم. از جمله هشت نوع امتحان (quiz) از دانشجویان بعمل می‌آوردیم تا سطح علمی آنها را دقیقاً مشخص کنیم.
 
من در سال ۱۳۸۴ با کوله‌باری از این تجربیات و اطلاعات به کشور بازگشتم و به عضویت هیئت علمی یکی از دانشگاههای بزرگ درآمدم. همان سال بخشی از آن تجربیات را در دانشگاه به کار بستم و دانشجویان از مشاهده این روش‌ها و تکنیک‌ها به وجد آمدند. با من مصاحبه کردند. تصاویر مرا همراه با دیدگاههایم در نشریات دانشجویی منتشر کردند و طبعاً ترم بعد دانشجویان زیادی با من کلاس برداشتند.
 
این گذشت تا اولین روز برگزاری کلاسها که با کمال تعجب دیدم معاونت آموزشی دانشگاه بصورت یک‌جانبه کلاسهای مرا حذف کرده و دانشجویان را به کلاسهای دیگر احاله داده‌است.
 
من سالها بود در ایران زندگی نمی کردم. از عرف و عادات کشورم دور افتاده بودم. بعدها فهمیدم اینجا شرایط به گونه ای است که گاهی افراد احساس می‌کنند دیگران جای آنها را تنگ کرده‌اند و اگر بخواهند خودی نشان دهند اول باید آنها را از سر راه بردارند!
 
همچنین فهمیدم نباید در کشور ما از کسی بت ساخت والا همیشه آدمهایی هستند که تبر بردارند و این بت‌ها را بشکنند. 
 
فهمیدم که گاهی کار تحقیق ، پژوهش و آموزش به جایی می‌رسد که آدمها برای بالا رفتن و ترقی کردن ترجیح می‌دهند پا روی دیگران بگذارند و آنان را نردبان ترقی خویش قرار دهند.
 
و سرانجام فهمیدم که چرا یکی از عوامل مهم در فراز و فرود کار پژوهشی برخورد با محققان و پژوهشگران است!
 
وجود موریانه‌ها در بنیان مرصوص پژوهش!
 
«دوستان و همكاران عزیز؛ اگر چندروزی را در منطقه‌ای خوش آب و هوا به سر برده باشید، آنگاه قدم به شهری چون تهران بگذارید، این تغییر آب و هوا و آلودگی و سرب و نفس‌های بی‌رمق را بیشتر حس خواهید کرد!
 
در مثال مناقشه نیست. ما روزانه با مشكلات و سختی‌های كار پژوهشی و علمی دست و پنجه نرم می‌كنیم. اما چون این شرایط اپیدمی و همه‌گیر شده است، چندان خودنمایی نمی‌كند. استاد ارجمند من از دوست روانشناسی گفتند كه به اقتضای رشته دانشگاهی خویش تغییرات روحی ـ روانی انسان را در برخورد با دو محیط كاملاً مختلف رصد می‌كند و به نتایجی دست می‌یابد كه در صحبت‌ های همكارم كاملاً نمودار بود.
 
من در این فضاهای كاری گاهی چیزهایی دیده‌ام كه نظم و انسجام فكری‌ام را بهم ریخته است. اما چه می‌توان كرد؟ 
 
همین یكی دوماه پیش سردبیریكی از مجلات علمی ـ پژوهشی به من زنگ زد و گفت ما فلان مقاله شما را در شماره اخیر خود چاپ كرده‌ایم. من هرچه فكر كردم كه چه مقاله‌ای به آنها داده‌ام، چیزی به خاطر نیاوردم. ناگزیر این مطلب را با وی در میان گذاشتم. او با كمال ناباوری به من گفت كه شما پنج سال پیش مقاله‌ای به ما داده‌اید، که در طول این سالها موفق به چاپ آن نشده ایم. مقصود ما همان مقاله پنج سال پیش است!
 
اینها از جمله عواملی است كه باعث دلسردی و سرخوردگی پژوهشگران بویژه محققان جوان ما می‌شود.»
 
ترجیح آن است كه روح امید و آرزو در تحقیقات و پژوهش‌های علمی زنده باشد. متأسفانه بخشی از سرخوردگی‌ها و ناامیدی‌ها در روند تحقیق و بررسی‌های علمی افتادن پژوهش در سیكل كار اداری و سازمانی است. همچنین گره زدن كار پژوهش با بودجه و پول و اعتبار!
 
در انگلستان پژوهشی مهم و اساسی شمرده می‌شود كه بتواند بودجه‌ای را نصیب خود كند. پژوهشی كه اعتباری به آن تخصیص نیابد، چندان اهمیتی ندارد!
 
با این طرز تفكر و تلقی ما از پژوهش، بایستی منتظر چه عواقبی باشیم؟ اگر محقق ما دست به پژوهش بزند تا وظیفه اداری ـ سازمانی خویش را به انجام رساند، چه انتظاری از این پژوهش داریم؟
 
به این ترتیب است كه می‌بینیم پژوهش‌ها در خود زاده می‌شوند و در خود می‌میرند! زایا نیستند و نمی‌توانند موجود دیگری را در درون خویش بپرورند. اینها بخشی از دغدغه‌های امروز پژوهش‌های علمی و صنعتی ماست.
 
همكاران عزیز؛ پیش از این نیز اشاره شد كه پژوهش فرآیندی برای رسیدن به مجهول است. چنین تحقیقی باید نتایج غیرقابل پیش‌بینی داشته باشد، دانش جدیدی را ابداع كند و روند انجام آن به حل مشكلات جامعه علمی بیانجامد.
 
تتبع و تدبر شرط اصلی چنین پژوهشی است. گاهی نگاه این پژوهش به گذشته است(پژوهش گذشته‌نگر) و گاهی به آینده(پژوهش آینده‌نگر). اما این تفاوت تلقی‌ها و اختلاف نوع نگاهها پژوهش را از جوهر اصلی خود كه حقیقت‌جویی است، بازنمی‌دارد!
 
اگر چنین پژوهشی را به منزله درختی بلندبالا و بالنده تصور كنیم و پژوهشگران و محققان را باغبان این درخت سروقامت بدانیم، یكی از وظایف اصلی این باغبان هرس كردن مداوم این درخت از علف‌های هرز و آفات و موانعی است كه حیات آن را به مخاطره می‌اندازد.
 
از بحث سرخوردگی‌ها و دلزدگی‌ها كه بگذریم، همانگونه كه روح پژوهش حقیقت‌طلبی است، آفت مهم و اساسی آن، آمیخته شدن پژوهش به فریب و حقه و نیرنگ است.
 
آنچه یك پژوهشگر خبره را از سایر مردم متمایز می‌كند، تراوشات ذهنی اوست. اتفاقاً این حیطه، همان بخشی است كه نبایستی آغشته به فریب شود. امانتداری جوهره تحقیق است. به تعبیر برخی از نویسندگان معاصر(محمدرضا حكیمی/ حماسه غدیر/ ۲۱۵) اگر در تحقیق امانت در نقل رعایت نشود، آن تحقیق ارزشی نخواهد داشت. امانتداری در پژوهش اقتضا می‌كند در نقل یا استناد(حتی) از نقل تقطیعی پرهیز كنیم؛ بیان همه سخن با دقت و امانت بدون كم و زیاد كردن.
 
در برخی كشورهای دنیا سیستم‌های تقلب‌یاب وجود دارد كه وجود حتی یك خط تقلب را نشان می‌دهد. در این كشورها اگر در یك پروژه تحقیقاتی بیش از ۲۵% تقلب صورت گرفته باشد، آن پروژه مردود اعلام می‌شود.
 
اما در كشور ما گاهی كار از این هم فراتر می‌رود. امروزه غلّ و غش منحصر به برخی صنوف نظیر نمایشگاههای اتومبیل و بنگاههای معاملات ملكی و... نیست. بلكه در كار تحقیق و پژوهش هم رسوخ كرده‌ است. پژوهشگرانی را می‌شناسم كه اثری را به صورت انفرادی تحقیق كرده و ارائه نموده‌اند، اما هنگام چاپ اسامی تعدادی از دوستان پژوهشگر خویش را هم روی كتاب یا اثر تحقیقی خود می‌نویسند تا علاوه بر استفاده از پرستیژ پژوهش جمعی، آن دوستان وفادار نیز بعدها جبران نموده، اسم ایشان را روی اثر خود بیاورند. طبعاً هریك از آنان صاحب آثار متعددی وانمود شوند، بدون آنكه حتی یك خط از این كتاب ها متعلق به ایشان باشد.
 
وجود چنین موریانه‌هایی را در بنیان مرصوص پژوهش باور می‌كردید؟
 
 
 
عضوهیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی
 




آخرین مطالب

» راه اندازی کانال طرح ملی تغییرات آب و هوا در تلگرام ( شنبه 20 آذر 1395 )
» انتشار کتاب مدل های آب و هواشناسی ( جمعه 12 آذر 1395 )
» معرفی کتاب شبیه سازی اقلیمی ( پنجشنبه 22 مهر 1395 )
» شماره هفتم مجله مخاطرات محیط طبیعی ( چهارشنبه 14 مهر 1395 )
» ماه نامه پیش بیتی بلند مدت شماره 98 ( شنبه 10 مهر 1395 )
» ماه نامه پیش بیتی بلند مدت شماره 97 ( چهارشنبه 10 شهریور 1395 )
» گزارش وضعیت پیوند از دوری در ماه جولای 2016 ( چهارشنبه 3 شهریور 1395 )
» معرفی کتاب اصول نگارش مقالات علمی ( سه شنبه 12 مرداد 1395 )
» گزارش وضعیت پیوند از دوری در ماه جون 2016 ( یکشنبه 27 تیر 1395 )
» 30 سال اولویت های فراموش شده در حوزه پیش بینی های دینامیکی وضع هوا و اقلیم ( جمعه 18 تیر 1395 )
» ماه نامه پیش بینی بلند مدت شماره 95 منتشر شد ( یکشنبه 13 تیر 1395 )
» آینده پژوهی اقلیم؛ ضرورت گذار از مدل سازی به سناریوهای آینده ( جمعه 28 خرداد 1395 )
» عدم وابستگی تغییراقلیم به افزایش CO2/اثرات منفی در ایران و سرد شدن هوا در اروپا ( چهارشنبه 26 خرداد 1395 )

آرشیو
لینکستان
تگ های سایت
لینکدونی
صفحات